آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

326. یهویی !

1393/5/21 16:03
نویسنده : مامان آرام
231 بازدید
اشتراک گذاری

آقا همه چیز کاملا یهویی داره اتفاق میفته ! دیرز زنگ زدم وقت سفارت بگیرم گفت فردا بیا ! منم گفتم باشه !!! بدون فکر ... بابا کلی مدرک میخواد ... هیچی دیگه امیتیس برای اولین بار تنهایی موند مهد ... منم رفتم الهیه فرم گرفتم و رفتم بیمه ی سفر کردم و بعد زنگ زدن که بیتابی میکنه امیتیس ... رفتم برش داشتم و رفتیم عکاسی ازش عکس فوری انداختم و اومدیم خونه ... امیتیس خوابید و بابا اومد و من و مامانی رفتیم برای ترجمه ی مدارک ... بهار طفلکی هم از اونور بدو بدو داشت تا دعوتامه بفرسته ... شب رفتیم خونه ی مامانی اینا خوابیدیم که صبح امیتیس رو بیدار نکنیم ولی کله ی سحر بیدار شد ... هیچی باز بردمش مهد و رفتیم سفارت ... همه ی مدارک کامل بود بجز عکسهامون که جدید نبود ... بدو بدو رفتیم عکس انداختیم و بردیم دادیم و بعد رفتیم امیتیس رو برداشتیم و بابا برامون از رستوران اقدسیه ی دوست داشتنی غذا گرفت و خوردیم و بابا رفت قم و امیتیس لالا ! 

حالا بزرگترین نگرانیم سرگرم کردن امیتیس تو پرواز ه ! خیلی طولانیه احتمالا بیچاره میشیم ! البته حالا ببینیم ویزا میدن گیج

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

فرناز
22 مرداد 93 2:51
ای جونم ...انشالله ویزا بدن بهتون
مامان آرام
پاسخ
مرسی خاله فرناز زیاد برام فرقی نمیکنه ... انقدر که استرس هواپیما و امیتیس رو دارم بی تفاوت شدم